است‌. يادداشت مربوط به ناگَره‌كريتاگاما (چهاردهم - 2) شاعر جاوه‌اي را ببينيد كه احوال‌ ماجه‌پاهيت را در حدود 1365 توصيف مي‌كند.
مورخاني كه اين مختصر را مي‌خوانند و پس از نام‌هاي آشنايي چون كِرسي‌، مورگاتن يا طريف (يا طريفه‌) به نام‌هايي همچون اسكوپليه‌، ماجه‌پاهيت يا ويجايانگر برمي‌خورند كه‌ كم‌تر به ذهنشان آشناست يا با آنها كاملاً بيگانه‌اند، ممكن است گمان كنند انتخاب من بسيار دل‌به‌خواه بوده است‌. بي‌شك چنين است‌؛ هر انتخابي به دلخواه است‌، ولي خيلي كمتر از آنچه گمان مي‌رود. بايد توجه داشت كه نويسنده موضوعات را انتخاب نكرده‌، بلكه بيشتر موضوعات او را انتخاب كرده‌اند. البته‌، حوادث سياسي كه در اينجا برشمرده‌، آنهايي است‌ كه بارها توجه او را به خود جلب كرده‌اند. آنها را با اين اميد در اينجا دركنار هم قرار داده تا به‌ مورخان علم كمك كند، زيرا مسلماً دير يا زود با آنها روبه‌رو مي‌شوند و براي درك پيامدها و روابطشان آمادگي نخواهند داشت‌. براي متوجه ساختن آنان و فراهم ساختن اين امكان كه‌ بدون زحمات زياد، اطلاعات اضافي مورد نياز يا مورد علاقه را بتوانند به دست آورند، اين‌ مختصر كفايت مي‌كند.

ب‌. زمينه‌ٴ ديني

مسيحيت غربي‌

1. حكومت كليسا. وقتي شش قرن به عقب برگرديم درمي‌يابيم جشن يوبيلي بزرگ سال 1300 كه‌ بونيفاكيوس هشتم آن را اعلام كرد (مقدمه‌، ج 2، ص 1710) نوعي به مقام خدايي رسانيدن‌ كليساي سده‌هاي ميانه بود، كه در آن هنگام به اوج خود رسيد و پس از آن هرگز نتوانست تا بدان‌ حد بالا گيرد. توفيق اين جشن‌، پاپ‌هاي آزمند را برآن داشت كه بر دفعات آن بيفزايند، از فروش‌ آمرزش سوء استفاده كنند و بنيان كليسا را، كه براي مراقبت به ايشان سپرده شده بود، سست‌ سازند.
پاپ‌هاي نخستين مجبور بودند با تنها رقيبانشان‌، يعني امپراتوران‌، دست و پنجه نرم كنند، ولي در اين اثنا ((مليت‌ها)) سربرافراشتند و ملت‌هاي نيرومند همچون فرانسه و انگلستان پديدار شدند.1 اينك‌، قدرت پاپ نه تنها از سوي امپراتور، بلكه به وسيله‌ٴ شاهاني كه برخلاف او قدرتشان روزافزون بود، در معرض تهديد قرار مي‌گرفت‌. نخستين قوانين اوقاف در سال‌هاي‌1279،1285 و 1391 در انگلستان صادر شد تا از واگذاري املاك به موٴسسات مذهبي‌


1 .هم‌چنين ملت‌هاي كوچك‌تر كه به همان اندازه مراقب دفاع از آزادي‌هاي مادي و معنوي خويش بودند، از قبيل كنفدراسيون سويس (1291).